|
ساعت از نیمه گذشته و ماه هنوز مهمان پنجره است بی خوابی ام را به رختخواب میخوانم تیک تیک عقربه های ساعت گویا برای تو لالایی است و تویی که نسیم نفسهایت حس دوباره زیستن را به جان می بخشد. صدایی که از بیرون خانه می آید شنیدنی است جیرجیرکها سرود دسته جمعی دارند و درختانی که با دستان رو به آسمانشان نجوای شبانه را دیگر بار زمزمه میکنند پ.ن: آناهیتا:فرشته باران قاصدک:قاصدهای کوچک
88/8/8
خدایا روزی تو را خواهم دید... در آسمان بهشت...
خدای مهربانم نگاهت را از من مگیر نگاهت را دوست میدارم
سال نو مبارک بهترینها
سال در فصل بهار رابرت برانینگ
آن گاه که دوست داری همواره کسی به یادت باشد به یاد من باش که من همیشه به یاد توام از طرف بهتربن دوست شما خدا
آن لحظه برايت شعري عاشقانه خواهم نوشت
می خواهمت چنان که شب خسته خواب را می جویمت چنان که لب تشنه آب را محو توام محو توام چنان که ستاره به چشم صبح دمد با شبنم سپیده دمان آفتاب را
زمان خسته و شکسته همچنان به پیش می تازد
و در این راه ناهموار طولانی در گوش های ساده ی ما چه قصه ها که گفتند و شنیدیم چه داستان ها که نوشتند و خواندیم چه قسم ها خوردند و باورم کردیم چه پیمان ها بستند و دل خوش کردیم نه دیگر حتی به چشمانم اعتماد نمی کنم نه اعتماد نمی کنم نه دیگر هرگز اعتماد نمی کنم جز به قصه های تو و به وعده های تو ای که تمام اعتماد من به فدای تو و قسم های تو و وعده های تو ای که تمام اعتماد من به فدای تو |
About![]()
تو را دوست دارم که خالق لطافت و دوستی هستی. Archivesآبان 1388خرداد 1388 اردیبهشت 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 دی 1387 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 مرداد 1387 تیر 1387 Specific
بلاگ کد
فتو نایت
آپلود عکس
گالری عکس
انتخاب وبلاگ برتر
کد موسیقی لایت
قالب های نایت اسکین
LinkDump
|